تاریخ انتشار:۰۳ دی ۱۳۹۶در ۲:۵۳ ب.ظ کد خبر:24247

هشتگ پيشنهادي « روزنامه اعتماد» براي جلب مشاركت مردم در كاهش آلودگي هوا

# نفس _ بکش

«مي‌خواهم زنده بمانم»؛ آيا بايد منتظر «شهردار» و «شهرداري تهران» بمانم تا فكري به حال آلودگي هوا بكنند؟ آخرين چهارشنبه پاييز كه داشت تمام مي‌شد، وقتي تهران لرزيد خيلي‌ها سعي كردند سريع‌تر خودشان را به راه‌پله‌ها برسانند، بعد هم سوار خودروهاي‌شان شدند و شب را ...

«می‌خواهم زنده بمانم»؛ آیا باید منتظر «شهردار» و «شهرداری تهران» بمانم تا فکری به حال آلودگی هوا بکنند؟ آخرین چهارشنبه پاییز که داشت تمام می‌شد، وقتی تهران لرزید خیلی‌ها سعی کردند سریع‌تر خودشان را به راه‌پله‌ها برسانند، بعد هم سوار خودروهای‌شان شدند و شب را روی صندلی‌های خودروشان صبح کردند چون می‌خواستند زنده‌بمانند. کسی برای زنده ماندن منتظر رییس‌جمهور و وزرایش نشد. می‌گوید «نفس بکش»؛ کافی است نفس بکشی تا زنده بمانی. در این هوای آلوده بنا به گفته «عیسی کلانتری» رییس سازمان حفاظت محیط زیست باید دعاکنیم بادبیاید تا بعد بتوانیم نفس بکشیم. «سهم من از هوا» مثل حق حیات از بدیهی‌ترین حقوق هر جانداری است ولی نمی‌توان منتظر ماند و پای گذر عمر نشست تا طرح‌ها و برنامه‌ها در چرخه اداری- عملیاتی کشور به ثمر بنشینند و نتیجه‌اش بشود سهم من از هوا. موضوع فقط آلودگی هوای پایتخت نیست؛ فقط محدود به کلانشهرها نمی‌شود. ریزگردها و غباری که از خوزستان تا کرمانشاه و ایلام گسترده شده است یا بلایی که سیستانی‌ها از نفس نکشیدن «هامون» تحملش می‌کنند همه از یک جنس است؛ محیط زیست. پس نمی‌توان دست روی دست گذاشت و گفت: مرگ، حق است اما برای همسایه.
وقتی همه راه‌حل‌ها را می‌دانیم
همه راه‌حل‌ها را می‌دانیم ولی به آن عمل نمی‌کنیم و دست آخر، دست به دامانیم و دعاگو تا باد بیاید. نه از «میگوئل آنخل مانسرا» مکزیکی که شهردار «مکزیکوسیتی» است در میان مسوولان شهری ما است که قرص و محکم بگوید «من به خیابان و خودرو خدماتی نمی‌دهم و تمام همتم را بر حمل و نقل عمومی متمرکز می‌کنم» و نه از «صادق‌خان» شهردار لندن که تمرکزش برحمل و نقل عمومی تا به آنجا پیش رفته است که تا سال ٢٠١٨ تمام اتوبوس‌های شهر لندن هیبریدی و هیدروژنی می‌شوند. در لندن هم مثل تهران محدوده‌ای شبیه محدوده طرح ترافیک دارند؛ هر خودروی قدیمی و آلاینده‌ای به این محدوده وارد می‌شود باید ١٠پوند بپردازد و این عوارض برای مکان‌هایی که استفاده از خودرو در آن بالاتر است رقم دریافتی به حدود ٢١ پوند می‌رسد. در لندن اگر با اتوبوس و تراموا ٢ سفر در فاصله یکساعت انجام دهید سفر دوم را با شما رایگان حساب می‌کنند اما در تهران نه برای استفاده از مترو مشوقی هست نه برای استفاده از اتوبوس‌های بی.‌آر.‌تی. دو سه ‌سال است وقتی مجوز طرح ترافیک می‌خریم کارتی هوشمند می‌دهند که در توضیح کارکردش آمده به ازای هر روز که از خودروی دارای مجوز طرح ترافیک‌مان استفاده نکنیم می‌توانیم از مترو و بی‌.‌آر.‌تی استفاده کنیم. اما آیا این مشوق موثر است؟در همه روزهای آلوده می‌دانیم هرچه کمتر خودرو استفاده کنیم به نفع کاهش آلودگی هواست. اما چندنفر از ما حاضر شده‌ایم خودروی‌‌مان را خانه بگذاریم و روشی دیگر برای تردد به کار بگیریم. شاید هم زیر لب با خودمان گفته‌ایم حالا این همه وزیر و وکیل و مسوول با خودروهای‌شان در شهر تردد می‌کنند و عین خیال‌شان هم نیست ما برای چه دل بسوزانیم؟شاید هم وقت آن است که زودتر خواهان اجرایی شدن حرف آقای شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی باشیم که گفته بود «بساط حفاظت شخصیت‌ها را باید جمع کنیم.» فکر کنید هر وزیری یا هر شخصیتی بخواهد یک یا دو خودروی اسکورت داشته باشد. یا اینکه هر مدیری یک خودروی در اختیار داشته باشد. روی دیگر این سکه هم خود ما مردم هستیم؛ نمی‌توانیم منتظر شویم تا اسکورت و خودروی مسوولان متوقف شود بعد ما دست به کار شویم. حکایت مرغ اول به وجود آمد یا تخم مرغ. باید از جایی این چرخه معیوب را متوقف کنیم و خودمان دست به کار شویم. یکی از راهکارهایی که همواره بر آن تاکید شده است استفاده از موتو‌سیکلت‌های برقی است. همین حالا که این مطلب را می‌خوانید دست‌کم ٣میلیون و ۵٠٠هزار دستگاه موتو‌سیکلت در تهران در حال تردد هستند که بسیاری از آنها توسط پلیس توقیف می‌شود و راکب آن برایش ساده‌تر آن است که برود موتو‌سیکلتی دیگر بخرد تا هزینه‌های ترخیص آن را از پارکینگ بپردازد. این در حالی است که به گفته «محمدخادم منصوری» رییس اتحادیه صنفی فروشندگان دوچرخه و موتو‌سیکلت نهایتا ٢ درصد از بازارمصرف داخلی توسط موتو‌سیکلت‌های برقی اشغال شده است؛ یعنی چیزی حدود ٧٠هزار دستگاه.
تجربه‌ای برای زندگی بدون خودرو
اواخر سال ١٣٩۴ ماجرای یک روز بدون خودرو از شهر اراک و به پیشنهاد «کوروش بختیاری» یکی از فعالان محیط زیست آغاز شد. بعد با حمایت «محمد درویش»، مدیرکل وقت مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» در تهران هم پا گرفت و از ابتدای سال ١٣٩۵ این کار توصیه شد. حال تصور کنید اگر همه ما بدون آنکه انتظار داشته باشیم مشوق و امتیازی بابتش به ما داده شود دست به کار شویم و کاری کنیم؛ کاری برای کمتر آلوده کردن هوا، آن وقت به اصطلاح دست‌مان برای مطالبه از مسوولان هم پرتر است. شهردار سابق اصفهان نیز سعی کرد روزهایی را در این شهر به روز بدون خودرو اختصاص دهد و استفاده از دوچرخه را تشویق کند. مازیار حسینی، معاون سابق حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران چندی قبل گفته بود تهران فقط گنجایش روزانه ٧۵٠هزار خودرو را دارد در حالی که روزانه ۴ میلیون خودرو در آن تردد می‌کنند. یعنی ۶ برابر. البته جالب است به این نکته اشاره کنیم که در فاصله سال‌های ١٣٨۴ تا ١٣٩۶تعداد خودروهای تهران از یک میلیون و ۵٠٠ هزاردستگاه به ۴میلیون دستگاه رسید.
هشتگی برای یک شروع
اگر منتظر بمانیم تا دیگران به فکر «دریاچه ارومیه» باشند یا اگر منتظر بمانیم تا ابر و مه و خورشید دست به دست هم دهند و بارانی ببارد تا «هامون» دوباره جان بگیرد و «کارون» دوباره بخروشد، فرصت اندک همین روزها را هم از دست داده‌ایم. تجربه نشان داده هرجا که مردم دست به دست هم داده و احساس مسوولیت کرده‌اند نتیجه بهتری گرفته‌اند و اتفاقا مسوولان هم از آنها آموخته‌اند. پس نامش را هرچه بگذاریم برای شروع خوب است. #نفس_بکش اما نه از این هوای آلوده، بلکه از هوایی که به همیاری و مشارکت هم از آلودگی‌اش بکاهیم. نگاهی به اطراف‌مان بیندازیم. فقط آلودگی هوای تهران نیست. باید دست به دست هم بدهیم و از زندگی دریاچه ارومیه، حیات گاوخونی و هامون و خروشیدن کارون حفاظت کنیم وگرنه نفسی برای هیچ کدام‌مان باقی نخواهد بود. روزنامه اعتماد از این به بعد با هشتگ «#نفس _ بکش» تلاش دارد تلاش همه دست‌اندرکاران حفاظت محیط زیست را در اینجا به تصویر بکشد تا به کمک یکدیگر بتوانیم کاری کنیم.



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP