تاریخ انتشار:۱۸ مهر ۱۳۹۶در ۲:۴۳ ب.ظ کد خبر:22878

شاه‌میگوهای کارآفرین!

یادم هست اولین بار که شاه‌میگو یا همان لابستر را در سفری به چابهار دیدم، کمی ترسیدم! از آنچه پیش‌فرضم برای میگوها بود خیلی بزرگ‌تر بود و قیافه عجیبی داشت. ولی وقتی گوشتش را خوردم، نظرم به کلی عوض شد. گوشتی لطیف داشت و به ...
یادم هست اولین بار که شاه‌میگو یا همان لابستر را در سفری به چابهار دیدم، کمی ترسیدم! از آنچه پیش‌فرضم برای میگوها بود خیلی بزرگ‌تر بود و قیافه عجیبی داشت. ولی وقتی گوشتش را خوردم، نظرم به کلی عوض شد. گوشتی لطیف داشت و به خوشمزگی خوش‌طعم‌ترین ماهی‌ها بود.
دکتر احمد فرهادی، روی تبارشناسی ژنتیک شاهمیگوهای جنوب ایران مطالعه میکند و تحقیقاتش به نتایج جالب توجهی از ظرفیتهای شاهمیگوی ایرانی دست یافته است. از نزدیک دیده بودم برای انجام پایان نامه دکتری با چه تلاشی نمونههایش را از اقصی نقاط دنیا گردآوری میکند. او برای تکمیل مطالعاتش در قالب فرصت مطالعاتی و همینطور به عنوان محقق پسادکتری، مدتی در دانشگاههای نیوزیلند و تایوان روی شاهمیگوها مشغول مطالعه بوده و مقالاتی را در نشریات معتبر بینالمللی زیستشناسی منتشر کرده است.

در فرصت کوتاهی که دکتر فرهادی به تهران آمده بود، در دفتر جامجم میزبانش بودیم تا از تازهترین یافتههایش از یکی از ناشناختهترین جانوران اقتصادی خلیجفارس بیشتر بشنویم. نتیجه فوقالعاده بود؛ به نظر میرسد شاهمیگوهای آبهای جنوب را دستکم گرفته بودیم و اگر بیشتر برای مطالعهشان سرمایهگذاری شود، مزایای اقتصادی و علمی متنوعی برای کشورمان خواهد داشت. آنچه در ادامه میخوانید خلاصهای است از گپ و گفت زیستشناسانه ما با طعم اقتصاد و کارآفرینی.

چرا شاهمیگوها؟ احتمالا سوال خیلیهاست که بین این همه ماهی شناخته شده، چرا یک نفر باید روی شاهمیگو مطالعه کند؟!

من برای پایاننامه دکتری خودم به دنبال موضوع مطالعاتی روی گونهای بودم که ارزش اقتصادی داشته باشد و برای بهبود وضع صیادان و همینطور تأمین پروتئین مورد نیاز آبزبان کشور کارایی داشته باشد. در این مسیر به شاهمیگوها رسیدم. اینها گونههایی هستند که مختص یک منطقه جغرافیایی خاص نبوده و در آبهای گرمسیری اقیانوسهای آرام و اطلس و هند، پراکنش گستردهای دارند. از طرفی شاهمیگوها ساکن جزایر مرجانی هستند؛ جایی که قلب تنوع زیستی دریاهاست و دریاها بدون این جزایر از نظر اکولوژیک فلج میشود.

جزایر مرجانی پهنههای کوچک و محدودی از آبها را اشغال کردهاند. اما حیات بیش از ۵۰درصد گونههای آبزی به این جزایر مرجانی وابسته است. زیرا تخمریزی بسیاری از گونههای آبزی در همین جزایر انجام میشود و اینجا محل بالندگی نسلهای گوناگون آبزیان است. دوره لاروی برای بسیاری از گونههای آبزیان کلیدی، دوره حساسی است که به شرایط نوری و غذایی خاصی نیاز دارد که در جزایر مرجانی این شرایط فراهم میشود و نه در سطح آبها یا اعماق دریا.

در این بین چه سوالی ایجاد شد که شما را چند سال مشغول مطالعه شاهمیگو کرد؟

ما میخواستیم ببینیم چرا جمعیت شاهمیگوها در سالهای اخیر کم شده و حجم صید صیادان پایین آمده است؟ این اتفاقی است که مربوط به ایران نیست و مثلا در جنوب شرق آسیا هم همین مساله رخ داده است. آنجا اقتصاد شیلاتی به این گونه بسیار وابسته است. برای پاسخ به این سوال از روشهای ژنتیک استفاده کردیم که قدرت زیادی در جوابگویی به سوالات زیستی دارد. ولی وقتی مطالعه را شروع کردیم دیدیم اطلاعات بسیار کمی در این حوزه وجود دارد. بخصوص در مورد شاهمیگوهایی که در شمال غرب اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس زندگی میکنند. برای این که ببینیم مشکل چیست و در آینده چه اشکالاتی ممکن است پیش بیاید، مطالعات تبارشناسی چندصدهزار سال و چند میلیون ساله را برای درک گذشته شاهمیگوها آغاز کردیم تا ببینیم ریشه اجدادی اینها در کجای زمین بوده و چه ارتباطاتی با هم داشته و چگونه در برابر تغییرات گذشته زمین گلیمشان را از آب بیرون کشیدهاند.

و فهمیدید خاستگاهشان کجا بوده است؟

مطالعات ژنتیک و دیرینشناسی نشان میدهد منشا پیدایش و گونهزایی شاهمیگوها دریای باستانی تتیس بوده است که بخش بزرگی از آن دریا در پهنه ایران امروزی ما قرار گرفته و دریاچه خزر جزو بازماندههای آن دریاست.

جالبترین چیزی که در جریان مطالعاتتان روی شاهمیگوها متوجه شدید، چه بود؟

انتظار داشتیم با توجه به دوره خیلی طولانی لاروی شاهمیگوها، یکنواختی زیادی در بین افراد جمعیت آنها مشاهده شود. اما متوجه شدیم در شمال غرب اقیانوس هند و در دریای عمان، ذخایر شاهمیگوها از دیگر نواحی اقیانوس جداست. بنابراین اگر بخواهیم جمعیت آنها را در دریا بازسازی کنیم تا صید بیشتری صورت گیرد، لازم است همکاری منطقهای صورت گیرد. به این ترتیب که قوانین صیادی و ممنوعیت صید با همکاری کشورهای منطقه در دریای عمان و شمال غرب اقیانوس هند اعمال شود.

نکته مهم دیگر این بود که فهمیدیم شاهمیگوهای دریای عمان تنوع ژنتیک بسیار بالا و جالب توجهی دارند. در حالی که معمولا در جمعیتهای کوچک چنین تنوعی دیده نمیشود. علتش شاید به جمعیت بزرگ و غنای ژنتیک گذشته آنها برگردد. این جمعیت هنوز از یک حد آستانه ریزش نکرده است. اما اگر در نتیجه صید بیرویه و آلودگیها کاهش جمعیتش از این حد بگذرد، این غنای ژنتیک قطعا از دست میرود و بقای نسلشان ناگهان با خطر مواجه شود. برخی مطالعات نشان میدهد خیلی از جمعیتها قبل از فروریختن در نتیجه شکار و صید بیرویه، سطح بالایی از تنوع را نشان میدهند، اما اینها آخرین نمایندگان جمعیت بزرگ پیش از خود هستند که ژنهای متنوع اجداد خود را حمل میکنند. بنابراین این تنوع ژنتیک را که میبینیم خود نوعی هشدار و علامت خطر است. امروزه در مورد یوزپلنگ آسیایی میبینیم تعداد افراد جمعیت و تنوع ژنتیک آنها به خطرناکترین وضع ممکن رسیده است.

این تنوع ژنتیک میتواند برگ برنده لابسترهای دریای عمان برای سازگاری بهتر با محیط باشد؟

دقیقا! این مزیت آنها را در برابر خطرات مختلف، بیماریها و تغییرات اقلیمی حفظ میکند و دست متخصصان را برای انتخاب بهترین مولدها برای اهلیسازی و تکثیر و پرورش مصنوعی باز میگذارد. ما میتوانیم سراغ مولدهایی برویم که دوره لاروی کوتاهتری دارند و در مدت کمتری بالغ میشوند و این از نظر اقتصادی بسیار مهم است.

شاهمیگو را به صورت مصنوعی هم پرورش میدهند؟

در ایران خیر، ولی حدود ۱۵ سال است پژوهشگران دانشگاه تاسمانیا در استرالیا و همینطور دانشگاههای ژاپن به صورت ویژه روی پرورش شاهمیگو مطالعه میکنند و توانستهاند برخی گونهها را در شرایط اسارت تکثیر و لارو تولید کنند و پرورش دهند. اینها در شرق آسیا، گونه آبزی بسیار گرانقیمتی هستند و در شب سال نو قیمت هر کیلو گوشت شاهمیگو به بیش از صد دلار هم میرسد. فقط درآمد استرالیا از محل صادرات ناشی از صید شاهمیگو به سالانه ۶۰۰ میلیون دلار (حدود
۲۳۴۰ میلیارد تومان) میرسد.

در کشور ما، در سواحل جنوب سیستان و بلوچستان این ظرفیت وجود دارد. اما باید این گونهها برای پرورش اهلی شوند و این به کار مطالعاتی نیاز دارد و نیاز است کار متمرکزی در این زمینه انجام شود. مشکل ما در بومیسازی گونههای کشورمان این است که کارهای مقطعی انجام میشود و بعد رها میشود و مطالعهای روی توسعه آن انجام نمیشود.

پس به این ترتیب از نظر طبیعی همه چیز برای پرورش اقتصادی شاهمیگوها مهیاست؟

بله! بعلاوه صیادان بومی سواحل مکران در جنوب سیستان و بلوچستان بخوبی با نیازهای زیستی این موجودات آشنایی دارند و از نظر ظرفیت نیروی انسانی هم مشکلی نداریم. بنابراین به جای این که در اندیشه وارد کردن گونه غیربومی وارداتی برای رونقبخشی به تولید آبزیان در منطقه باشیم، میتوانیم به پرورش شاهمیگوها که بومی خود منطقه هستند و از نظر زیستمحیطی اشکالی ایجاد نمیکنند برای توسعه آبزیپروری در جنوب شرق کشور بهره ببریم. بازار هم برای پذیرش آنها مهیاست و نیازی نیست زمانی بگذاریم برای این که مردم بومی متوجه شوند شاهمیگوها چیست تا از خرید آن استقبال کنند.

آیا کار مطالعاتی شما را در حال حاضر پژوهشگران دیگری در کشور ادامه دادهاند؟ یا سازمان شیلات آیا برای بومیسازی پرورش شاهمیگوها بودجه تحقیقاتی در اختیار شما گذاشته است؟

خیر! ولی من آمادهام در دانشگاه شیراز با همکاری دانشجویان و دیگر همکارانم، مرحله به مرحله کار مطالعاتی روی زیستشناسی شاهمیگوهای ایران را پیش ببریم تا به فناوری تکثیر و پرورش این گونه ارزشمند دست پیدا کنیم. این کاری است که کشورهای صاحب فناوری شیلات نظیر آمریکا و چین و ژاپن انجام میدهند.

در حال حاضر فعالیت صیادی در مورد شاهمیگوها در ایران چگونه است؟ آیا ممنوعیتهایی وجود دارد؟

سازمان شیلات مقرراتی را وضع کرده است، اما به نظر میرسد از آن پیروی نمیشود و حجم زیادی از فعالیت صیادی در مورد شاهمیگوها بدون مجوز و به صورت قاچاق انجام میشود. اعمال این گونه ممنوعیتها به یکباره ممکن نیست. علت هم این است که به هر حال در مناطقی که مردم در شرایط اقتصادی سختی زندگی میکنند، منعکردن کسانی که تنها مهارتشان برای گذران معیشت همین صیادی است، کار بسیار دشواری است. شبیه این است که در تهران از رانندگان مسافربر بخواهید برای حفظ محیطزیست با خودروی خود کار نکنند!

دولتها در کشورهای توسعهیافته سرمایهگذاری بلندمدت و تدریجی برای حفاظت از ذخایر آبزی انجام میدهند. به این ترتیب که کمکم برای آبزیپروری فرصت ایجاد میکنند، بتدریج آن را تقویت میکنند و صیادانی که قرار است از صیادی منع شوند، آرامآرام به آبزیپروری کشیده میشوند. در این شرایط میتوان صید برخی گونههای خاص را ممنوع اعلام کرد.

فکر میکنید در شرایط فعلی چه نسخهای برای حفاظت از جمعیت شاهمیگوها در ایران میتوان پیچید؟

باید با کشورهای موفق مانند استرالیا، ژاپن، نیوزیلند و کشورهای جنوب شرق آسیا بیشتر همکاری کنیم و تجربه آنها را برای رواج پرورش شاهمیگوی دریای عمان در سواحل مکران به کار بگیریم. قاعدتا میتوانیم از حمایتهای بینالمللی نیز در این زمینه استفاده کنیم. این اتفاق برای رواج پرورش میگو نیز در گذشته افتاده است. اما لازم است بودجهای در اختیار داشته باشیم تا شناخت خوبی از زیستشناسی شاهمیگوها و نیازهای بومشناختی آن به دست آوریم. ما قبلا این تجربه تلخ را در مورد میگو داشتهایم که وقتی نخستین گونههای پرورشی آن را وارد کشور کردیم، به علت ناآشنایی با نیازهای دقیق آن، ضررهای اقتصادی زیادی را در پرورش میگو متحمل شدیم. به این ترتیب باید طوری برنامهریزی کنیم که بیشتر صیادهای شاهمیگو پس از مدتی پرورشدهنده آنها شوند. به این ترتیب میشود شغل ایجاد کرد. همچنین میتوان جمعیت شاهمیگوها را حفظ و از محل فروش صادرات آنها برای مناطق محروم ثروت ایجاد کرد.

اهمیت اجتماعی و سیاسی سرمایهگذاری علمی روی گونههای خلیج فارس

دکتر فرهادی تأکید میکند یکی از راههایی که امروزه کشورها میتوانند در خصوص مالکیت منطقهای از نظر علمی و تاریخی ادعایی مطرح کنند این است که روی آن منطقه مطالعات علمی ویژه انجام میدهند یا از نظر زیستمحیطی آن را حفاظت میکنند. در خلیج فارس هم ما میتوانیم این کار را با برنامهریزی انجام دهیم. وی تصریح میکند برخی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس اکنون همین کارها را با نام دیگری برای این منطقه مهم جهان انجام میدهند که در این زمینه باید هوشیار باشیم. اگر روی گونههای خلیج فارس و حفاظت آنها برنامهریزی کرده و مقالات علمی با نام گونههای موجودات زنده خلیج فارس منتشر کنیم، در این صورت حجم واژگان قابل جستوجو در مقالات علمی برای «خلیج فارس» بیشتر میشود و این خود اعتباری مضاعف برای تثبیت نام این خلیج مهم جهان خواهد بود. این پژوهشگر میافزاید: در هر سه مقالهای که از مطالعاتمان در نشریات معتبر بینالمللی منتشر کردیم، به نام خلیجفارس اشاره شده است.

شاهمیگوها چه تفاوتی با میگوها دارند؟

دکتر فرهادی میگوید شاهمیگوها رنگبندی بسیار زیبایی دارند. علتش وابستگی آنها به جزایر مرجانی و رنگهای متنوع این مناطق است که برای استتار بهتر در طول تکامل، پوشش ظاهری شاهمیگوها به این رنگهای زیبا درآمده است. نکته دیگر نگهداری تخمهای آنها در بدن است. به این معنی که بعد از تخمریزی، تخمها را بلافاصله در طبیعت رها نمیکنند و آنها را زیر شکم خود
نگه میدارند.

وی مهمترین تفاوت شاهمیگو با میگو را در اندازه ظاهری آنها میداند و میگوید: شاهمیگوها خیلی بزرگتر و بیشتر به میگو شبیه هستند تا خرچنگ. شاهمیگوها میلیونها تخم را هر بار با تخمریزی از بدن خارج میکنند. ما از نظر ظاهری دو نوع شاهمیگو داریم که از نظر زیستشناسی در سطح «رده» با هم تفاوت دارند. یک رده شاهمیگوهایی هستند که در آمریکا هستند و مانند خرچنگها چنگال دارند (که حرامگوشت هستند). اما رده دیگر که گونههایی از آن در آبهای جنوب ایران زندگی میکنند، شبیه میگو هستند و بدنشان خار دارد و از این جهت به آنها شاهمیگوهای خاردار میگویند (از این رو به لحاظ شرعی این نوع از شاهمیگوها، حکم میگو را برای مصرف دارند و حلال گوشت هستند). حدود ۲۲ گونه از این رده در جهان وجود دارد که سه گونه از آنها در آبهای دریای عمان و خلیج فارس زیست میکنند. شاهمیگوهای خاردار از حدود ۲۰ میلیون سال پیش سر و کلهشان در کره زمین پیدا شده است.

اهمیت مطالعه در بلندمدت

در شرایطی که وضع تغییرات اقلیمی، اکوسیستمها را تهدید میکند، در نتیجه تغییرات آبوهوایی جمعیت عروس دریایی در آبهای جهان زیاد شده است. در این میان لارو شاهمیگوها توانایی تغذیه از عروسهای دریایی و کنترل جمعیت آنها را دارند. در صورتی که لارو بسیاری از آبزیان این توانایی را ندارند. حال اگر تغییر اقلیم به کاهش جمعیت شاهمیگوها دامن بزند، در این صورت کنترل جمعیت عروسهای دریایی از وضع فعلی هم پیچیدهتر خواهد شد و در این صورت معضل افزایش جمعیت آنها ابعاد بومشناختی وخیمتری هم پیدا خواهد کرد. بنابراین با سرمایهگذاری روی مطالعه شاهمیگوهای بومی ایران، علاوه بر حفظ محیطزیست و ایجاد اشتغال و بهرهمندی از سود اقتصادی و ارزآوری، سیاست بلندمدتی را برای مبارزه با عروسهای دریایی مهاجم در آبهای کشور ـ که میتواند به بخش بزرگی از صنعت شیلات ما ضربه بزند ـ باید اعمال کنیم.

منبع: جام جم آنلاین



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP