تاریخ انتشار:۲۹ شهریور ۱۳۹۶در ۲:۲۹ ب.ظ کد خبر:22788

ایران یوز دارد ولی کم دارد! / اصغر محمدی فاضل

سال‌ها پیش که در پردیسان مسئولیت داشتم، هنگاهی که در آمار تعداد یوزهای ایران تردید کردم و عدد 50 یوزپلنگ در ایران را به واقعیت نزدیک‌تر دانستم، مورد انتقاد قرار گرفتم که سیاه‌نمایی می‌کنم. چندی بعد، پس از سخنرانی در مراسم جایزه یحیی و قدردانی ...
سال‌ها پیش که در پردیسان مسئولیت داشتم، هنگاهی که در آمار تعداد یوزهای ایران تردید کردم و عدد ۵۰ یوزپلنگ در ایران را به واقعیت نزدیک‌تر دانستم، مورد انتقاد قرار گرفتم که سیاه‌نمایی می‌کنم. چندی بعد، پس از سخنرانی در مراسم جایزه یحیی و قدردانی از تلاش محیط‌بانان و جوانانی که بی‌منت، گمنام و شبانه‌روزی برای حفاظت از یوز تلاش می‌کردند، متهم شدم که سفیدنمایی می‌کنم.در این که ایران آخرین زیستگاه یوزپلنگ آسیایی است، تردیدی وجود ندارد و به همین دلیل است که با یوز ایرانی نامیدنش مخالفتی نمی‌شود. مطالعات و مشاهدات میدانی نشان می‌دهد، شرایط زیستی این گونه روزبه‌روز وخیم‌تر می‌شود. بروز چنین وخامتی در احوال هر موجود زنده نگران‌کننده و بدیهی است که علاقه‌مندان طبیعت انتظار داشته باشند که «مسئولان رسیدگی کنند». تا این جای کار نه در معرض انقراض بودن یوز عجیب است و نه انتظار مردم از نهادهای دولتی.

در این میان شرایط هیجانی متفاوتی ایجاد شده که پای ورزشکاران، هنرمندان، دانشجویان و اصناف را هم به این ماجرا باز کرده است. همانند هر حوزه تخصصی دیگری، با ورود علاقه‌مندان غیرمتخصص به یک حوزه کارشناسی، احتمال بروز تنش‌های احساسی وجود دارد که ممکن است فعالیت دیگران را از روی آزمندی، ارزیابی کنند.
ایران یوز دارد، ولی کم دارد!
برگزاری یک نمایشگاه با غرفه‌های فروش محصولات یک حامی تجاری، حراج آثار هنری یا راه‌اندازی پویش‌های مختلف با استفاده از نام و سرشناسه‌های مشهور ورزشی و سینمایی با هدف جلب توجه عمومی یا جمع‌آوری کمک‌های مالی برای حمایت از فعالیت‌های حفاظتی، نمونه‌هایی از این اقدامات هستند.

در گرماگرم این هیجانات همیشه این احتمال نیز وجود دارد که عده‌ای با سوء استفاده از فضای ایجاد شده و احساسات تهییج شده عمومی، اقدام به کلاهبرداری از مردم کنند، شبیه اتفاقات زیادی که در خیریه‌ها و حتی اماکن مذهبی در سراسر جهان رخ می‌دهد. نکته کلیدی آن است که به دلیل فعالیت عده‌ای فرصت‌طلب نباید تمام باورها، انگیزه‌های برانگیخته شده و پیکره عظیم اعتماد اجتماعی را مخدوش کرد تا جایی که مردم نه تنها حرف مقامات را باور نکنند، بلکه به پویش‌های گروه‌های مرجع نیز با دیده تردید بنگرند.

اجازه دهید یک بار دیگر شرایط را مرور کنیم: به ده‌ها دلیل روشن و غیرقابل انکار، یوزپلنگ آسیایی از تمام زیستگاه‌های قاره آسیا حذف شده و تنها کمتر از ۵۰ قلاده از آن در جغرافیای ایران باقی مانده که احتمال بقای همین تعداد نیز بسیار اندک است.

حفاظت از این گونه منحصربه‌فرد جهانی، می‌تواند به بهبود شرایط حفاظتی خاک و آب و گونه‌های دیگر گیاهی و جانوری نیز منجر شود که نه تنها منافع بلندمدت حیاتی برای پایداری سرزمین دارد، بلکه در کوتاه مدت می‌تواند در اقتصاد گردشگری برای ساکنان بومی زیستگاه‌های یوز و موسسات و شرکت‌های ارائه‌کننده خدمات در سراسر کشور اثر مثبت داشته باشد.

با توجه به شرایط پیش گفته، متهم کردن پویش اجتماعی یک ورزشکار یا نویسنده یا سیاستمدار یا هنرمند که به دنبال جمع‌آوری توجه یا اعانه ـ و شاید بازدیدکننده بیشتر از صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی ـ است، با برچسب‌های غیرعلمی یا غیرکارشناسی بودن، چه کمکی به محیط زیست کشور می‌کند؟

مگر ده‌ها سال فعالیت امثال من که در این زمینه تحصیل و تدریس و تحقیق کرده‌ام و با عناوین مختلف در دولت و دانشگاه و تشکل‌های مختلف برای حفظ آخرین بازمانده‌های تنوع زیستی کوشیده‌ام، چه تاثیر شگرفی بر اوضاع داشته که همین کور سوی امید را هم با ترکه علم و دانش تنبیه و تحقیر کنم و جماعتی را به سخره بگیرم؟

شاید این نوشتار نیز به سیاه‌نمایی یا سفید نمایی متهم شود، اما آنچه از چند دهه تنفس در فضای پیچیده کار در ایران آموخته‌ام، این است که اگر به جای جدال برای اثبات خطای دیگران، با مراقبت و نقد مشفقانه در جهت هم‌افزایی نیروهایمان فکر و تلاش کنیم، نتیجه بیشتر و بهتری حاصل خواهد شد. شاید این روزها، آخرین فرصت برای حفظ یوز ایرانی و احیای عنوان یوز آسیایی باشد.

منبع: روزنامه جام جم


ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP