تاریخ انتشار:۰۲ شهریور ۱۳۹۶در ۳:۰۰ ب.ظ کد خبر:22623

جنگلتراشی ها و سدسازی ها کی تمام می شوند؟

نمی دانم صدای اره موتوری هایی را که آنروز جنگل ها را می تراشیدند چگونه می توان تقلید کرد. غژژژژژژ.... همممممممم.....  یا .... هر چه که باشد صدای کریهی بود که جان را می خراشید و می رفت تا انتهای وجودت؛ مخصوصا وقتی قطر و ...

نمی دانم صدای اره موتوری هایی را که آنروز جنگل ها را می تراشیدند چگونه می توان تقلید کرد. غژژژژژژ…. همممممممم…..  یا …. هر چه که باشد صدای کریهی بود که جان را می خراشید و می رفت تا انتهای وجودت؛ مخصوصا وقتی قطر و سن درخت هایی که با شدت بر زمین می افتادند و اطرافشان خاکی بلند می شد به بلندای خود درخت. ارتفاع بعضی شان به ۱۰ متر و بیشتر می رسید و قطرشان را بدون متر هم می شد تخمین زد. بین ۱ تا ۳ متر. تلخی اش آنجا بود که این اتفاق درست در روزهایی افتاد که ایران کم آب شده و استان های پرآب شمالی هم حالا در ساعات مختلف شبانه روز جیره بندی آب دارند. با این همه درخت ها بر خاک افتادند؛ روی هم چیده شدند؛ بار کامیون شدند و رفتند به کارخانه های چوب و نئوپان و شرکت های چوب و کاغذ.

هیچ از خود پرسیده ایم مصوبه هایی که مخرب هستند و مخرب بودن شان را تازه چندسالی است فهمیده ایم؛ چرا باید اجرا و اتمام شوند؟ پاسخ مزارت نیرو برای بسیاری از سدسازی ها مشخص است :”چون برایش هزینه کرده ایم باید تمامش کنیم.” مثل اینکه دست یک آدم را قطع کرده باشیم و اگر پلیس یا پزشک جلوی مان را گرفت بگوییم : “جالا که دستانش را بریده ام بگذار سرش را هم قطع کنم و قلبش را هم دربیاورم.” داستان اجرا و آبگیری سدها در ایران اینگونه شده است. در شرایطی که هنوز باران می بارید و خشکسالی امروزی نبود و در روزهایی دور که هنوز بینش و دانش محیط زیستی مان مثل امروز ارزش اکوسیستم ها را نمی دانست طرح های ساخت سد و جنگل تراشی هایی را مصوب کرده ایم که همان ها ایران را به خاک سیاه نشانده اند. رودخانه ها را خشک کرده و ریزگرد را به حلق شهروندان فرو برده و ما باز هم اصرار می کنیم که چون رویش خرج شده باید افتتاح و بهره برداری شود.

سد “گلورد” نیز یکی از همین سدهاست که این روزها تلخی جنگل تراشی ها برای ادامه عملیات آن کام همه شاهدان عینی را تلخ کرده است. سدی که  در ۴۵ کیلومتری شهرستان نکا مازندران در حال آماده شدن برای آبگیری است. مکان‌یابی این سد در اواخر دهه ۴۰ انجام شد و بعد از گذشت دهه های متمادی که هر تکه اش در دولتی اجرایی شد و گاهی به خاطر نبود اعتبار متوقف می شد حالا آماده آبگیری است. حالا باید مخرن سد از درخت های چندهزار ساله هیرکانی خالی شود و درخت ها باید قطع شوند. آنهم نه یکی و دوتا ، صدها و بلکه هزاران درخت که  هر کدامشان ارزش زیستی بالایی دارند و خودشان بزرگ ترین جذب کننده و ذخیره کننده آب و نیز عامل بارش برف و باران هستند.
این حوادث در شرایطی رخ می دهد  که نه بارش ها بارش های سابق است و نه دبی رودخانه ها مقل گذشته. رودخانه “نکارود” هم، دیگر آن رودخانه دهه ۴۰ نیست.

پدرام آستانی کارشناس اکولوژی و فعال محیط زیست شهرستان نکا درباره فاجعه ساخت سد گلورد به “جامعه پویا” گفت:«اصلا تصوری درباره این حجم قطع درخت و وسعت این فاجعه نداشتیم و اطلاعی از محدوده مخزن نداشتیم. وقتی به منطقه رفتیم با حجم انبوهی از درخت های قطع شده مواحه شدیم که تخمین زده شده در حدود ۱۰ هزار درخت تاکنون بریده شده است و هر روز نیز در حدود ۱۰۰ کامیون از آنجا درخت ها را می برند. درخت هایی که از قطورترین جنگل های مازندران هستند و ممرز و انجیلی و توسکا و راش و … که از کهن ترین جنگل های شمال هستند. از سوی دیگر آبشار تاریخی و زیبای “اسپی او” بهشهر نیز که مقصد گردشگران زیادی است به زیر آب خواهد رفت؛ هر ند مسوولان منابع طبیعی منطقه می گویند که این اتفاق نمی افتد. اما در نقشه ای که با جی پی اس مشخص شده از آنجا که مخزن سد گلورد ۷۴۷ متر ارتفاع دارد قطعا به زیر آب خواهد رفت.»

او در ادامه گفت:«ما به داخل آبشار هم که رفتیم درختان زیادی را قطع کرده بودند و ماشین آلات شان داشت کار می کرد. تعداد زیادی از درخت ها هم روی زمین بود که عکس های آن نیز موجود است. نیروهای پیمانکار سد به ما گفتند که درخت های۱ و نیم کیلومتر بالاتر از آبشار را قطع می کنیم.»

این فعال محیط زیست درباره تعداد درختانی که قرار است در این پروژه قطع شوند گفت:«یکی از مسوولان منابع طبیعی منطقه به صراحت گفت که در حدود ۲۴ هزار اصله درخت را برای قطع نشانه گذاری کرده ایم و فکر می کنیم تا ۱۰۰ هزار سال نیز برسد و تمام آنها هم سنی بین ۵۰ تا ۱۰۰ ساله دارند.»

مخالفت دفتر فنی آب
مطالعه سد گلورد در ابتدای دهه ۸۰ آماده شد. در سال ۸۱، کارشناسان وقت دفتر فنی آب وزارت نیرو، این طرح را مردود و غیرضروری اعلام کردند ولی تکنوکرات‌ها یا فن‌سالارانی که چاره هر چیزی را ساخت‌وساز بتونی و فلزی می‌دانند و از طبیعت درک درستی ندارند و برای حفظ آن اهمیتی قائل نیستند، به مردم و مسوولان القا کردند که چاره نجات نکا از سیل و کم‌‌آبی، ساخت این سد هست.
آستانی در ادامه هشدار داد:«آهنگ تغییر اقلیم در ایران به سرعت در حال نواخته شدن است؛ چنانچه به همین شکل به تخریب منابع آبی و جنگل‌ها بپردازیم و راه توسعه شهری مناطق روستایی واقع در جنگل‌های هیرکانی را طی کنیم به سرعت دچار زیان‌های آن ازجمله کم‌آبی و بروز جنگ آب خواهیم شد.»

کاهش آب کشاورزی روستاهای پایین‌دست

این کارشناس اکولوژی با تاکید بر خطر خشکی شرق مازندارن گفت:«رودخانه‌های مازندران در چند دهه اخیر به خاطر عوامل مختلفی از جمله دست‌کاری‌های غیراصولی و گرم شدن زمین، به‌طور متوسط دچار ۴۷ درصد کاهش دبی آب شده‌اند ولی سهم کاهش آب رودخانه نکارود از این تحولات ۸۰ درصد بوده که بیشترین کاهش در استان شمرده می‌شود. در چند سال گذشته در فصل تابستان که مزارع برنج پا می‌گیرند شاهد هستیم حجم آب عبوری رودخانه در وسط شهر نکا تقریبا به صفر رسیده است. کاشت برنج در این منطقه حدود دو هزار سال قدمت دارد و تابستان‌ها نیز آن‌قدر آب کافی بود که به دریا منتهی می‌شد که البته این روند در چند سال اخیر کاملا دگرگون شده است. در حال حاضر حقابه محیط ‌زیستی این رودخانه هم رعایت نمی شود. حالا با آغاز افتتاح و آبگیری سد گلورد در۱۳ تیرماه امسال با حضور وزیر نیرو، شکایت برنج‌کاران چندین روستای پایین‌دست رودخانه از کاهش شدید آب و خطر خشک شدن شالی‌ها شنیده شد که با درخواست فرمانداری نکا،‌ آبگیری به حداقل رسید.»
آستانی دومین خطر را اینگونه شرح می دهد:«دوم آنکه آب رودخانه نکارود به بهشهر راه نداشت و میلیون‌ها سال از منطقه نکا گذر کرده و به ساحل نکا می‌ریخته. با احداث این سد، بخش زیادی از آب رودخانه از طریق خطوط لوله قطور برای آب شرب و ده‌ها کیلومتر شبکه آبیاری به سمت مزارع بهشهر منحرف می‌شود. در گذشته نیز خطوط قطوری برای انتقال آب سفره‌های زیرزمینی نکا به سمت بهشهر ساخته شد و در حال انتقال آب هستند. با وجود این ۲ طرح انتقال که برخلاف قوانین طبیعت و حکمرانی علمی آب و برهم زدن حقابه طبیعی هستند باید سرنوشت خطرناکی را برای کشاورزان نکایی متصور شد. همچنین تجربه سال‌های اخیر در انتقال‌ آب‌ها به وسیله وزارت نیرو نشان داده هر طرفی که قدرت لابی‌گری بیشتری داشته باشد سهم بیشتری از آب دریافت می‌کند. آب شرب این سد برای شهرهای نکا، بهشهر و گلوگاه و حتی بندرترکمن نیز در نظر گرفته شده است.»

انتقال پنهانی آب به سمنان
اما آستانی حکایتی تلخ تر از آنچه بیان شده را درباره گلورد در دل دارد. او می گوید که به بهانه تامین آب شرب مردم منطقه، می خواهند آب را به استانی دیگر ببرند. او می گوید:« بر پایه اطلاعاتی که از وزارت نیرو به دست آوردیم و تا امروز کسی از آن حرفی نزده وهیچ‌گونه اطلاع‌رسانی در این زمینه انجام نگرفته و کار به‌صورت محرمانه صورت گرفته است طرحی وجود دارد که آب سد گلورد را به سمنان منتقل می‌کند و تمام مطالعات آن به انجام رسیده است.»
این فعال محیط زیست تاکید می کند:«بهره‌برداری از این سد با چنین کاهش دبی آب، اصولاً غیرمنطقی است چه رسد به آنکه از چندین محور برای انتقال آب، انشعاب گرفته شود. همچنین باید کاهش آب دریا و فروکش کردن آب تالاب بین المللی میانکاله و زیستگاه پرندگان مهاجر را نیز باید به این تهدیدات آبی بیافزاییم.»

از دست رفتن جنگل های هیرکانی
آستانی ادامه این طرح مخرب را همراه با جنگل تراشی گسترده تر ذکر می کند و به جامعه پویا می گوید:«پیمانکاران برداشت چوب که دو شرکت “نکاچوب” و “الغدیر” و یک شخص حقیقی هستند هرروز در حال قطع صدها درخت و انتقال آن‌ها هستند. مسوولان و مدیران پروژه در مورد این تعداد درختی که نابود می‌شود هیچ اطلاع‌رسانی نکرده‌اند. عدم اشراف به ارزش جنگل برای مهندسان سدساز و عدم به‌کارگیری کارشناسان ارزیابی ارزش اقتصادی درختان جنگل، برای ارزش‌گذاری و مقایسه آن با منافع سدی با عمر مفید محدود کمتر از صدسال، اکنون موجب آن شده است که به این سادگی دست به قطع میراث طبیعی و باستانی جنگل‌های شمال ایران بزنیم. درختان قطور ممرز، انجیلی، بلوط که دیر رشد هستند و انواع درخت افرا و توسکا، بیشترین گونه‌هایی هستند که در حال قطع شدن هستند و برآورد صحیحی از ارزش واقعی آن‌ها صورت نگرفته است.»
او درباره عوارض قطع درختان در کاهش میزان بارش و در نتیجه آن کمبود بیشتر آب می گوید:«در شمال هر چه جنگل متراکم‌تری داشته باشیم باران بیشتری خواهیم داشت. جنگل متراکم شمال موجب خنک شدن و زود بارور شدن بخارهای دریای مازندران و تشکیل مه می‌شود. بنا براین بسیار ساده لوحانه و غیرعلمی است که برای سدسازی با هدف تامین آب شرب، این همه جنگل تراشی صورت بگیرد. احیای دوباره شبیه این جنگل با عمر کمتر، نیاز به بودجه نجومی و عمر نوح دارد. پرسش ما این است که آیا وزارت نیرو در قبال نابودی این جنگل غرامتی به سازمان جنگل‌ها می‌پردازد تا درجایی دیگر مشابه این جنگل را احیا کند؟ و حتی اگر بپردازد این جنگل ها در عمل احیا می شوند؟!»

زیر آب رفتن چشمه آبشار بزرگ و غار ارزشمند “اسپی او”
چشمه آبشار “اسپی او” در مسیر رودخانه نکارود یکی از این مواهب الهی هست که باکیفیت‌ترین آب را برای منطقه تامین می کند. آستانی تاکید می کند که حالا با ساخت سد گلورد این چشمه‌ آبشار خزه‌ای که آب آن به درون رودخانه می‌ریخته به زیر آب مخزن سد می‌رود. این چشمه آبشار که یکی از بهترین جاذبه‌های اکوتوریستی منطقه هست و نیز می‌تواند منبع تأمین آب شرب مفیدی باشد به این‌گونه به دست ویرانی می‌رود. از دیگر جاذبه‌های توریستی کنار این آبشار، غاری هست که هنوز تحقیقاتی در مورد آن انجام نگرفته است. در مورد ویرانی این چشمه آبشار ارزشمند که طبیعت گردان زیادی را از اقصی نقاط ایران جلب می‌کرد هیچ گونه اطلاع‌رسانی عمومی انجام نگرفته است و نشانه آن هست که مدیران مجری سد، نه تنها به مردم بلکه به میراث‌های طبیعی کشورمان نیز بی‌اعتنا هستند.»

کاهش آب سفره‌های زیرزمینی نکا
سفره های زیرزمینی شهرستان نکا که بستر زندگی مردمان و جنگل ها و حیات وحش منطقه است در سال های اخیر کاهش چشمگیری از نظر میزان آب داشته است. آستانی در اینباره می گوید:«چندین سال است که فصل تابستان در شهر نکا با بستر خشک رودخانه مواجه می‌شویم. بخش اعظمی از زمین‌های کشاورزی جلگه بزرگ و حاصلخیز نکا که در چند دهه قبل به ‌وسیله آب رودخانه و کانال‌های منتهی از آن انجام می‌گرفت اکنون به‌وسیله حفر چاه‌های بی‌شماری، بدون حساب و نظارتی انجام می‌پذیرد. از طرفی دیگر برای آب‌ شرب شهر‌های نکا و بهشهر، از چاه‌ها و لوله‌های قطوری آب برداشت می‌شود که رقم مجموع آبدهی این چاه‌ها به بیش از ۸۰۰ لیتر در ثانیه بالغ می‌شود. مجموع این شرایط خطرناک موجب شده آبخوان‌های دشت نکا به‌سرعت به سمت تهی شدن پیش بروند. مسوولان شهر بهشهر می‌توانستند آب شرب خود را از چشمه‌های غرب این شهر تامین کنند ولی به نظرشان آب نکا منبع باثبات‌تری برایشان محسوب می‌شد. درحالی که با برداشت حجم زیادی از آب نکا، امنیت آبی منطقه را به خطر انداخته‌اند. از چند سال قبل دشت نکا و بهشهر و گلوگاه دشت ممنوعه اعلام شده است ولی چاه‌های آب همچنان فعالند و نظارتی ندارند. گزارش‌های رسمی رسیده از کاهش ۴۰ درصدی سطح آب آبخوان‌ها و افزایش غلظت کلر و نیترات در این آبها خبر می‌دهد. همچنین با بهره‌برداری از سد گلورد، تغذیه آبی آبخوان‌های نکا بیشتر از سابق به‌شدت کاهش می‌یابد و کشاورزان دست به حفر چاه‌های عمیق‌تر می‌زنند و درنهایت خطر فرونشست آبخوان‌های دشت نکا که طی میلیون‌ها سال شکل‌گرفته‌اند،‌ در راه هست که به‌هیچ‌وجه قابل بازگشت نیست. از سوی دیگر سیل‌های موسمی نکا یکی از عوامل تغذیه آبخوان‌های حیاتی نکا هست که با وجود سد گلورد این نوع تغذیه آبی کمتر خواهد شد. در چنین شرایطی خردمندانه‌ترین تدبیر در مدیریت آب‌ این حوزه آبریز و رودخانه نکارود و دشت نکا، نظارت دقیق و محدود کردن برداشت‌های آب نکارود از منشا تا مقصد و همچنین نظارت دقیق و محدود کردن چاه‌های آب هست و بهره‌برداری از سد گلورد بر خطرات آبی منطقه می‌افزاید.»

آلوده شدن آب رودخانه نکارود
بیشتر درختان درون دره صخره‌ای و دارای شیب‌های تند هستند و کار قطع آن‌ها به سختی و با خطر همراه است. همین نکته که امکان از ریشه درآوردن درختان در شیب‌های تند را سخت کرده است به نظر آستانی موجب آلودگی آب منطقه می شود. او می گوید:« برای پیشگیری از ریزش، لازم است ریشه در خاک باقی بماند. پیمانکاران قطع درختان دو ماه دیگر فرصت دارند همه درختان را قطع کنند. این حجم زیاد از ریشه درختان درون آب مخزن سد گلورد پوسیده و آب مخزن را دچار آلودگی زیادی خواهد کرد. همچنین هرساله این رودخانه شاهد سیلی بزرگ هست که در مسیر خود از “شاهکوه” گرگان تا نکا از دره‌‌های جنگلی بسیاری گذر کرده و درختان و پوشش‌های بی‌شماری را با خود حمل می‌کند. در حالت عادی درختان زیادی در دره و بالای سطح مخزن آب باقی می‌مانند که برگ‌هایشان به درودن مخزن راه پیدا می‌کند و تعدادی درخت نیز در آینده به دلیل پایان عمر یا عوامل دیگری به داخل مخزن می‌افتند. به علت پوسیدگی این درختان و ریشه‌های باقیمانده و برگ‌هایی که در مخزن سد فرو می‌روند، سد گلورد به یک منبع بزرگ تولید گاز دی‌اکسید کربن (CO2) بدل می‌شود. خاک و گیاهان درون مخزن سد گلورد جای مناسبی برای فعالیت باکتری‌های بی‌هوازی می‌شود و به منبع بزرگی از تولید گاز متان (CH4) تبدیل می‌شود که با گذشت زمان حتی اگر یک قرن از وجود سد بگذرد این روند ادامه خواهد داشت. سومین گازی که از این سد تولید می‌شود، گاز سولفید هیدروژن (H2S) هست که در اثر تجزیه مواد آلی درون مخزن سد آزاد می‌شود. این گاز بسیار بدبو و خورنده فلزات هست و موجب خوردگی لوله‌های انتقال آب این سد خواهد شد. چهارمین نوع آلودگی شیمیایی سد گلورد، آلودگی به متیل جیوه هست. جیوه در طبیعت به شکل غیر آلی و بی‌زیان در بسیاری از خاک‌ها وجود دارد. باکتری‌های خورنده مواد در حال تجزیه درون مخزن سد، به‌گونه‌ای این جیوه را به متیل جیوه تبدیل می‌کنند. متیل جیوه در بدن ماهی‌ها و موجوداتی که از این ماهی‌ها تغذیه می‌کنند ازجمله ماهیگیران و پرندگان و پستانداران ماهی‌خوار همچون شنگ و خرس،‌ باقی می‌ماند و موجب آسیب جدی به اعصاب مرکزی می‌شود.»

این کارشناس اکولوژی تاکید می کند که محوطه سدها یکی از حساس‌ترین نقاطی هستند که ظرفیت تجمع سموم و آلوده شدن یک‌باره آب شرب و کشاورزی را دارند. در گذشته اگر بالادست رودخانه به سمی آلوده می‌شد به‌وسیله آب جاری حمل می‌شد و در لبه‌های رودخانه پخش و در نهایت به دریا می‌رفت ولی این سد آلودگی را در خود ذخیره و به درون خطوط لوله آب شرب می‌فرستد. با توجه به اینکه محوطه سد گلورد در مجاورت چند روستا هست و پل بزرگ ارتباطی از روی مخزن سد می‌گذرد و با توجه به هجوم گردشگران شهری به این منطقه، سد گلورد در مقابل آلودگی‌ با سموم ایمن نخواهد بود. بنابراین انتقال آب آلوده شده این سد برای تأمین آب شرب هر منطقه‌ای از رودخانه جاری و پاکیزه نکارود بسیار نابخردانه هست و نمی‌تواند هدف ساخت آن باشد.»
آستانی تاکید می کند:«شرایط ژئومورفولوژی خاص رودخانه نکارود از سرمنشا آن در شاه کوه گرگان تا ابتدای جلگه نکا باوجود دره‌های جنگی و صخره‌ای یک ذخیره کننده بدیع‌ و سالم‌ و طبیعی آب شیرین باکیفیت را به وجود آورده که طبیعت به ما هدیه داده است. درختان و پوشش‌های گیاهی متنوع مانند اسفنجی عمل می‌کنند که آب را در خود ذخیره و به‌تدریج وارد دره‌‌ها و صخره‌ها و غارها و شکاف‌های طبیعی درون دره‌ها و درنهایت سفره‌های آب زیرزمینی می‌کند. صدها چشمه و آبراه جنگلی‌ منتج به این رودخانه درنهایت به درون مخزن سد گلورد وارد می‌شوند و در آنجا با آب‌های آلوده دیگر مخلوط می‌شوند. مدیریت و بهره‌برداری حساب‌شده و تعیین حقابه‌ها از سر منشا تا دریا و حفظ جنگل و اکوسیستم اطراف این رودخانه باارزش، بهترین راه برای منابع آبی پایدار هست و نه ساخت سد. با توجه به افزایش فعالیت‌های صنعتی در ساحل نکا و کاهش دبی آب نکارود و افزایش غلظت سموم این ساحل، این آلودگی نیز باید مورد مطالعه قرار بگیرد.»

 نابودی ماهی‌ها و آبزیان
به گفته کارشناسان در دهه ۶۰ خورشیدی و قبل از آن، رودخانه نکارود حریم امنی برای انواع آبزیان و ماهی ها‌ بود و بخش مهمی از غذا و اقتصاد مردم بومی را تامین می‌کرد. ماهی‌های‌ باارزش سفید و اورنج و شالک با وزن بالا به‌وفور در این رودخانه پیدا می‌شد و هر فردی با دست و بدون وسایل ماهیگیری می‌توانست ماهی بگیرد. اما حالا پس از دست‌اندازی‌های بی‌حساب به رودخانه، ازجمله برداشت‌های غیرمجاز آب، ساخت سازه‌های بتونی ازجمله سیل‌بند، پاک‌تراشی جنگل و توسعه کشاورزی در بالادست رودخانه و ورود انواع سموم و برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه، ماهی‌ها در این رودخانه هرروز کمتر و کوچک‌تر شده‌اند به شکلی که تنها در بالادست رودخانه می‌توان، اندک ماهی‌های کوچکی یافت. سد گلورد مانع حرکت ماهی‌ها به سمت بالادست می‌شود و ارتباط ماهی‌های دو طرف سد را قطع می‌کند.

آستانی در اینباره تاکید می کند که مواد معدنی و مغذی که در اثر شسته شدن دیواره خاکی و سنگی و مواد درون جنگل این منطقه به‌وسیله رودخانه و سیل‌های موسمی به داخل دریا راه پیدا می‌کرد، مواد با ارزشی برای رشد ماهیان ساحل دریای نکا به فراهم می‌آورد که بخش بزرگی از مواد غذایی و اقتصاد مردم بومی را تأمین می‌کند ولی با احداث سد گلورد این مواد در پشت سد در بین گل‌ولای حبس می‌شوند. در مخزن سد به دلیل افزایش زیاد مواد معدنی ماهی‌هایی که زیاد به آلودگی حساس نیستند رهاسازی می‌شوند و به سرعت رشد می‌کنند ولی در بدن این ماهی‌ها انواع آلودگی‌ها ساکن شده است که تغذیه از آن برای انسان خطرآفرین است.»

تبخیر و شوری آب و افزایش بیماری دام و حیات وحش
این فعال محیط زیست، علاوه بر موارد بالا، ساخت سد گلورد را عامل تبخیر و شور شدن آب های منطقه و نیز افزایش حشرات و بیماری ها می داند. او می گوید:«رودخانه جاری نکارود در تابستان نیز آب خنکی دارد و تبخیر در آن ناچیز است. با جمع شدن آب در مخزن سد و سکون آب، بخش بزرگی از این آب تبخیر شده و به هدر می‌رود. برای سد گلورد حداقل ۷ درصد سالیانه تبخیر پیش‌بینی می‌شود که به‌طور تقریبی معادل ۱۲ میلیون مترمکعب در سال هست که در فصل تابستان سرعت بیشتری دارد. جمع شدن نمک حاصل از تبخیر آب در مخزن سد نیز بر افت کیفیت آب شرب و همچنین خوردگی لوله‌های انتقال تسریع می‌بخشد. از سوی دیگر آب کناره مخزن سد گلورد که راکد و در معرض نور آفتاب هست و همچنین شبکه‌های آبیاری ۱۱۰ کیلومتری بهشهر و نکا، جای مناسبی برای تکثیر انگل شیستوزومیاسیس و مالاریا و انواع مگس‌های موذی و نرم‌تنان و سایر جانوران حامل انگل‌های بیماری‌زا هست. در مطالعه‌ای بین سال‌های ۸۴ و ۸۶ در استان مازندران و در دو مرحله فصول گرم و سرد انجام گرفت به ‌طور متوسط ۱۵ درصد گوسفندان به انگل شیستوزومیاسیس آلوده بودند. تخم این انگل به‌وسیله حیواناتی ازجمله گاو و گوسفند و گراز به داخل رودخانه راه پیدا می‌کند و سپس در بدن نرم‌تنان رشد پیداکرده و سپس لارو آن‌ها در آب سد دفع می‌شود و درنهایت به آب‌های پایین‌دست رودخانه و کانال‌های انتقال آب شرب و کانال‌های آبیاری راه پیدا می‌کند. لاروها در بدن انسان و حیوانات به مثانه راه پیاده می‌کنند و به کرم بالغ و سپس هزاران کرم تبدیل می‌شوند. وجود این سد و تکثیر مگس‌های موذی درون مخزن سد در منطقه‌‌ای که آخرین بازمانده‌های گوزن شمال و پلنگ و خرس و گراز وجود دارند، تهدیدی بالقوه بشمار می‌رود. مرگ بی‌شمار گوزن‌های زرد ایرانی در نزدیکی سد کرخه از استان خوزستان در اثر تخم‌ریزی مگس میاز، تجربه تلخی هست که می‌تواند در این منطقه تکرار شود.»

آستانی در پایان می گوید که منطقه‌ای نزدیک نکا، درون صخره‌ها و دره پرشیبی که رودخانه نکارود می‌گذرد، به “مهربان رود” معروف است و در حدود ۷۰۰ سال قبل شهری پرجمعیت بوده و بالاتر از آن آثار انسان‌های اولیه در حدود پنج هزار سال قبل پیدا شده است. آن‌ها اجداد ما بودند که به‌خوبی و سلامت از این رودخانه و جنگل و موجودات بهره برده اند؛ ولی اکنون به دست ما در حال نابودی است که می تواند اکوسیستم منطقه را دچار دگرگونی کند.»

هر چند مافیای سدسازی به خاطر بوی پولی که به مشامش رسیده و سال ها جیب های خود را با آن پر کرده است و بر اریکه قدرت آن تکیه زده هنوز حاضر نیست به خاطر حفظ محیط زندگی و کار خودش، کوتاه بیاید اما بر دولت محیط زیستی است که نگذارد این طرح های مخرب بیش ازین ادامه پیدا کند. جدا از اصل پنجاهم قانون اساسی که هر گونه فعالیت مخرب محیط زیست را ممنوع و مردود شمرده است بر اساس “منشور حقوق شهروندی” که حسن روحانی همواره بر آن تاکید داشته و دارد زیرپا گذاردن منافع عمومی، یک جرم نابخشودنی تلقی شده است که دولت موظف است مقابل آن بایستد. آیا دولتی که چنین منشوری را تهیه و ارائه می کند می تواند همچنان ادامه دهنده طرح های مخرب دولت های پیش از خود باشد که عوارض آنها تا صدها سال بر این آب و خاک ماندگار خواهد بود و منافع ملی و عمومی را بیش ازین با چالش های جدی مواجه خواهد کرد؟!

منبع: مجله هفتگی “جامعه پویا” / الهه موسوی



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP