تاریخ انتشار:۲۷ مرداد ۱۳۹۶در ۶:۱۰ ق.ظ کد خبر:22540

گزارشی از ترویج مدارس طبیعت و نقش آن‌ها در ساختن فردای محیط‌زیست

نوازش روح‌ کودکان در مدارس طبیعت

بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروزه فرصت تجربه طبیعت را ندارند و شناخت آن‌ها از طبیعت محدود به رسانه‌ها و دنیای مجازی شده است. هنگامی که تجربه‌ای وجود نداشته باشد، در پی آن عشقی هم به وجود نخواهد آمد و هنگامی که عشقی وجود نداشته ...

بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروزه فرصت تجربه طبیعت را ندارند و شناخت آن‌ها از طبیعت محدود به رسانه‌ها و دنیای مجازی شده است. هنگامی که تجربه‌ای وجود نداشته باشد، در پی آن عشقی هم به وجود نخواهد آمد و هنگامی که عشقی وجود نداشته باشد، آگاهی نیز به تنهایی راهی پیش نخواهد برد. در نتیجه، در جریان تجربه مستمر و ملموس طبیعت، ارزش‌های طبیعت در کودکان نهادینه می‌شود و در آینده موجب عشق و احترام آن‌ها به محیط‌زیست خواهد شد. در این صورت می‌توان انتظار نسلی را داشت که دغدغه‌های محیط‌زیستی بیش‌تری داشته باشند و نسبت به مسائل مربوط به آن واکنش نشان دهند. یکی از روش‌هایی که می‌تواند به ایجاد تجربه مستمر کودکان با طبیعت کمک کند، مدارس طبیعت هستند. مدرسه طبیعت رویکرد جدیدی است که از اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی در جهان گسترش پیدا کرده است. در مدارس طبیعت فرصت تجربه، کشف، تخیل و خیال‌بافی، همکاری و تعامل و… فراهم می‌شود تا کودکان آزادانه، سرخوشانه و خودانگیخته حضور در طبیعت را تجربه کنند. در مدارس طبیعت از آموزش کلاسیک و مستقیم پرهیز می‌شود و هیچ‌گونه اطلاعاتی درباره طبیعت، همچون انقراض گونه‌ها، شکار، آلودگی و خطرات آن داده نمی‌شود. در ایران نیز مدتی است که مدارس طبیعت در شهرهای مختلف شروع به فعالیت کرده‌اند و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شده‌اند.

عبدالحسین وهاب‌زاده، ایده‌پرداز شکل‌گیری مدرسه طبیعت در ایران است؛ ایده‌ای که در نقاط زیادی از دنیا در حال اجرا است. ایده مدرسه طبیعت حاصل سال‌های طولانی تدریس و تجربیات وی برای یافتن نقطه اثرگذار و ایفای نقش اجتماعی‌اش و از منظر وی گره‌گشای آموزش‌های ناکارآمد محیط زیست است. وهاب‌زاده در حال ترویج ایده مدرسه طبیعت در سرتاسر ایران است؛ بذرهایی که این فعال محیط‌زیست ایران در حال کاشتن است، برخی میوه داده‌اند و برخی تازه جوانه زده‌اند. وی خود را معلم قدیمی بوم‌شناسی خطاب کرد و در ادامه گفت: فکر می‌کردم این کار را به افرادی محول کنم که تخصص در زمینه آموزش و تربیت کودکان و نوجوانان دارند. بعد از سال‌ها تحقیق در زمینه حفظ محیط‌زیست فهمیدم فقط محیط‌زیست ما در خطر نیست، بلکه کودکان ایران زمین هم در خطر هستند، زیرا آن‌ها در مدرسه‌های معیوب و دور از فضای طبیعی و دور از واقعیت زندگی بزرگ می‌شوند؛ بنابراین باید کمک کرد تا از این فضا‌ها بیرون کشیده شوند و تنها راه‌حل مدارس طبیعت است. این مدارس جایی است که بچه‌ها در سنین مختلف در آن آزاد هستند و آموزش عمده‌ای در آن‌ها  وجود ندارد. آن‌ها تنها در تعامل با یکدیگر و عناصر طبیعت هستند و از طریق تجربه و عکس‌العمل آموزش می‌بینند، نه این‌که کسی به آن‌ها آموزش دهد.
وهاب‌زاده در ادامه می‌گوید: این همان شیوه‌ای است که ما طی میلیون‌ها سال یاد می‌گرفتیم. تا ۲۰۰ سال پیش مدرسه نویدبخش سواد، شناخت جهان، علم و… بود؛ اما آرام‌آرام مدرسه همه زندگی کودکان را اشغال کرد. ما بایستی یادگیری در طبیعت را دوباره به جایگاه خودش برگردانیم تا کودکان تا ۱۱-۱۲ سالگی در تعامل با طبیعت، استعدادهای حسی، حرکتی، عاطفی و شناختی خود رشد پیدا کنند و بعد از آن آماده ‌شوند تا آموزش‌های لازم را ببیند. ایده‌پرداز شکل‌گیری مدرسه طبیعت در ایران در پایان اظهار کرد: آرزوی ما این است که روزی برسد که بچه‌های ما تا سن
۱۱-۱۲ سالگی به جای این‌که به مدرسه بروند در مدارس طبیعت رشد کنند و بعد به مدرسه بروند و آموزش‌های لازم را ببینند. در حال حاضر ۵۰ مدرسه در سراسر ایران اجرا و راه‌اندازی شده است.
سارا انواری معمار و پژوهشگر در زمینه ساخت سرپناه اکولوژیک است. وی که در راه‌اندازی دو مدرسه طبیعت همکاری داشته، می‌گوید: تعریف اکولوژی یا بوم‌شناسی بررسی روابط متقابل موجودات زنده و محیط‌زیست آنان است. چنین تعریفی در جهان صنعتی و تسلط انسان بر طبیعت سال‌های متمادی ست که از بین رفته. ما حتی در آموزه‌هایمان نیز چیزی از آن نمی‌شنویم. سرعت تخریب محیط پیرامون ما بسیار بیش‌تر از سرعت کشف راه‌حل جهت بهبود زمینی ست که آن را روز به روز بیمارتر می‌کنیم و در این زمینه به راستی که چقدر ناتوانیم. کودکی فرصت کشف و غرق‌شدن در اعماق نعمات طبیعی اطرافمان است و رهایی در آن، بزرگ‌ترین موهبتی است که هر انسانی می‌تواند آن را تجربه کرده و هماهنگی و زیر و بم حقایق زندگی را در کنار گروه همسالان و جامعه خود درونی کند. تعامل کودکان با طبیعت موضوعی است که سالیان درازی است مورد تحقیق پژوهشگران رشته‌های متعددی قرار گرفته و ایران ما نیز چند سالی است به همت بوم‌شناس برجسته و آگاه خود، از این فرصت بی‌بهره نمانده است.
‎اکنون که چندسالی از تأسیس مدارس طبیعت می‌گذرد، فرصتی در اختیار قرار گرفت تا بتوانیم زمینه را در حد توانمان متناسب با رویکرد اکولوژی مهیا کنیم و گوشه ذهنمان نیز پایبند به جمله باارزشی از نادر خلیلی باشیم: «همه انسان‌ها حق این را دارند تا بتوانند خود، سرپناه خود را مهیا کنند.» در توجه به مجموعه این رویکرد‌ها و در مواجهه با مسئولیتی که به عهده من در برپایی این مدارس نهاده شد، سعی شد در حوزه عمل، کنار اعمال آزادی به حقوق مدیران مستقر در زمین‌های مورد قرارداد با مدارس طبیعت، به اصل اولیه استفاده از مصالح بومی پرداخته شود که این مهم در مدرسه طبیعت کاشان میسر شد. همچنین در اصول و رویکرد دیگری از اکولوژی نیز به استفاده از مواد و مصالح بازیافتی پرداختیم که خوش‌بختانه در مدرسه طبیعت پردیسان تهران توانستیم چند قدم کوتاه از راه پر پیچ و خم و در هم تنیده هم‌زیستی با طبیعت را تجربه کنیم. در این زمینه مدام بخشی از کتاب جیبی «ابر شرکت» از انتشارات تلنگر به ذهنم می‌رسد که به اصل پایایی اشاره مناسبی می‌کند و انقلاب صنعتی را از این حیث که پایا نیست، مورد نقد قرار می‌دهد. در این کتاب قید می‌شود که هدف آسیب نرساندن به سایرین، میسر نیست، مگر بند نافمان را از زمین و طبیعت ببریم و به جای استخراج دوباره مواد خام، از موادی استفاده کنیم که قبلاً استخراج شده‌اند و مرتباً آن‌ها را بازیافت کنیم و انرژی این فرآیند را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنیم. من هم معتقدم که قله پایایی، از قله اورست هم بلند‌تر است. چیزهایی در فرهنگ، جامعه و ذهن ما انسان‌ها وجود دارد که آن‌ها را نسل‌هاست از یاد برده‌ایم. ما دیگر به طبیعت و منابعش به عنوان یک «مادر فهمیده» یا یک «همراه کارکشته» نمی‌نگریم، بلکه به مثابه عاملی با آن برخورد می‌کنیم که زمانی است در زیر یوغ اراده انسان کژ و خمیده شده و طبیعت را عاملی می‌بینیم که می‌تواند بلندپروازی و جاه‌طلبی‌هایمان را در خود نمایان کند. مدرسه طبیعت و آموزه‌های من از معماری و اکولوژی، به عنوان علم مادر، در کنار فرصت تجربه در چنین بستری، نعمتی بود و از این تحقق هرچند در اول راه خرسندم.
منبع: سبزینه


ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP