تاریخ انتشار:۰۴ مرداد ۱۳۹۶در ۸:۲۱ ق.ظ کد خبر:22413

من یک جنگلبانم / رضا سعادت منش

این چه رازی است که یک جنگلبان تا بدین حد عاشقانه کارش را و طبیعتش را دوست دارد. کاری که در آن کمتر مجال دیدن بچه‌اش که تازه بدنیا آمده است را دارد. شغلی که مادیات در آن کمترین حرف را برای گفتن دارد، شاید ...
این چه رازی است که یک جنگلبان تا بدین حد عاشقانه کارش را و طبیعتش را دوست دارد. کاری که در آن کمتر مجال دیدن بچه‌اش که تازه بدنیا آمده است را دارد. شغلی که مادیات در آن کمترین حرف را برای گفتن دارد، شاید سعدی دلیلش را بهتر بداند آنجا که می‌گوید ” گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
    از آغازین روزهای فعالیتم در طبیعت که کودکی جستجوگر بودم، عشق ورزیدن به طبیعت را به‌واسطه یک جنگلبان آموختم. همواره دست‌های سوخته، پاهای تاول زده و چهره آفتاب سوخته اما دل پر از امید و سرشار از عشق را از یک جنگلبان دیده‌ام. کشیک‎های شبانه و روزانه‌اش را برای جلوگیری از قاچاق چوب و هیزم و زغال شاهد بوده‌ام.
 جنگلبان در گرماگرم تابستان، وقت و بی وقت به‌دنبال خاموش کردن آتش بی‌مبالاتی عده‌ای است که جنگل را آتش می‌زنند. زبان به گلایه نمی‌گشاید زیرا با عشق به دنبال این کار آمده است، زیر لب زمزمه می‌کند ” به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق/مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش “، عشقش به جنگل اساطیری است به سان فرهاد کوه کن، زیرا اگر جز این بود نمی‌توانستی لبخند زیبایش را پس از چندین مرحله اطفا و در مناطقی با دسترسی سخت و شاید غیرقابل دسترسی، ببینی. اشک‌هایش را در غم از دست دادن درختان و بوته‌هایی که اکنون مثل فرزندانش هستند، بر روی گونه‌هایش می‌بینی.
این چه رازی است که یک جنگلبان تا بدین حد عاشقانه کارش را و طبیعتش را دوست دارد. کاری که در آن کمتر مجال دیدن بچه‌اش که تازه بدنیا آمده است را دارد. شغلی که مادیات در آن کمترین حرف را برای گفتن دارد، شاید سعدی دلیلش را بهتر بداند آنجا که می‌گوید ” گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی/ چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید”
من هم یک جنگلبانم، نه در کسوت و چارچوب مدیریتی سازمان جنگل‌ها که در ساختار انجمنی مردم نهاد که قلب تک تک آنها برای طبیعت می‌تپد، روحش با دیدن شعله‌های آتش در جنگل آزرده می‌شود و بی‌درنگ پس از اعلام وضعیت قرمز پایگاه اطفا حریق مردمی‌اش به سوی پیکار با زبانه‌های سوزنده آتش می‌رود.
من یک جنگلبانم، عشقم طبیعت است و خط قرمزم رنگ سبز و پر از طراوت طبیعت. من یک جنگلبانم، پائیز و زمستان بذر می‌کارم و نهال تا بهار و تابستان به دیدارشان بروم. من با همه امید و عشقم یک جنگلبانم. دلسوزی ما برای طبیعت، فعالیت ماست.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی پیام طبیعت


ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP